۱. چطور بفهمیم فرزندمان در حال سقوط است ؟

خیلی وقت‌ها افت تحصیلی یک شبه اتفاق نمی‌افتد. آرام آرام خودش را نشان می‌دهد. اگر چشم‌مان را باز کنیم و مراقب باشیم، می‌توانیم این نشانه‌ها را ببینیم و زودتر دست به کار شویم.

دل خوشی از مدرسه ندارد :

بچه‌ای که قبلاً با اشتیاق به مدرسه می‌رفت ، حالا هر روز بهانه می‌آورد . صبح‌ها سخت از خواب بیدار می‌شود ، نق می‌زند که دل درد دارد یا مدام می‌گوید «دلم برای خودت تنگ می‌شود ، نمی‌خواهم بروم مدرسه» . این بی‌علاقگی و غیبت‌های مکرر ، یک زنگ خطر جدی است.

تکالیف، یک غول بی‌شاخ و دم :

قبلاً وقتی می‌رسید خونه ، یه ربع استراحت می‌کرد و می‌رفت سراغ مشق‌هایش . حالا ساعتی را به تعویق می‌اندازد . بهانه می‌گیرد که «بعداً می‌نویسم» یا «معلم نگفته بود» . وقتی هم که می‌نشیند ، مدام نق می‌زند و کار را نصفه رها می‌کند . این اهمال‌کاری و لاپوشانی نقاط ضعف (مثلاً گفتن اینکه «امروز تکلیف نداشتیم») علامت خوبی نیست.

تبلت و تلویزیون، جای درس را گرفته :

طبیعی است که بچه‌ها بازی کنند ، اما اگر می‌بینید ساعات بازی با کامپیوتر ، تبلت یا تماشای تلویزیون در روزهای مدرسه به شدت افزایش یافته و دیگر وقتی برای درس و مشق نمی‌ماند ، یعنی تعادل به هم خورده است . بچه دارد از دنیای مجازی به عنوان پناهگاهی برای فرار از واقعیت درس استفاده می‌کند.

خودش را باور ندارد :

جمله‌هایی مثل «من اصلاً ریاضی رو یاد نمی‌گیرم» ، «همه از من باهوش‌ترند» یا «من همیشه نمره‌های بد می‌گیرم» را از او می‌شنوید . اعتمادبه‌نفسش پایین آمده و فکر می‌کند هر کاری بکند ، باز هم موفق نمی‌شود . گاهی هم این کاهش اعتمادبه‌نفس خودش را به شکل پرخاشگری یا گوشه‌گیری نشان می‌دهد.

در کلاس ، اما غایب ! :

معلم می‌گوید در کلاس حواسش جای دیگری است. انگار که نشسته و دارد از پنجره بیرون را تماشا می‌کند. سوال که می‌پرسی، جواب نمی‌داند. این بی‌حوصلگی و بی‌توجهی در کلاس، یعنی در خانه هم تکالیف را درست متوجه نشده و نمی‌تواند درس را دنبال کند.

۲. چرا این اتفاق افتاده؟

افت تحصیلی مثل یک درخت است که ریشه‌هایش می‌تواند جاهای مختلفی باشد . اگر فقط برگ‌های زرد را بچینیم ( مثلاً بچه را دعوا کنیم یا تنبیهش کنیم ) ، اما ریشه را نبینیم و خشک نکنیم ، درخت دوباره و حتی بدتر از قبل زرد می‌شود.

الف. ریشه در خود دانش آموز

مشکلات جسمی و روحی پنهان :

گاهی بچه مشکل بینایی یا شنوایی دارد و نمی‌تواند تخته را ببیند یا حرف معلم را درست بشنود ، در نتیجه عقب می‌افتد . گاهی هم اختلالات یادگیری مثل نارساخوانی (دیسلکسی) یا اختلال در ریاضیات دارد . این بچه‌ها باهوش هستند اما مغزشان در یک زمینه خاص ، اطلاعات را جور دیگری پردازش می‌کند و اگر تشخیص داده نشود ، مدام در آن درس شکست می‌خورند.

بیش‌فعالی و کم‌توجهی :

بچه‌ای که ADHD دارد ، نمی‌تواند بیش از چند دقیقه روی یک مطلب تمرکز کند . مدام وول می‌خورد ، حواسش پرت است و تکالیفش را ناقص انجام می‌دهد. این تقصیر خودش نیست ، بلکه مغز او اینگونه کار می‌کند و نیاز به کمک تخصصی دارد.

اضطراب و افسردگی کودکی :

شاید باورتان نشود ، اما بچه‌های دبستانی هم می‌توانند اضطراب داشته باشند یا افسرده شوند . دعوای والدین ، از دست دادن یک عزیز ، جابه‌جایی منزل یا حتی فشار بیش از حد برای نمره ۲۰ گرفتن ، می‌تواند آن‌قدر روی روحیه بچه تأثیر بگذارد که انرژی و انگیزه درس خواندن را از او بگیرد.

کودکان دیرآموز :

این بچه‌ها کم‌هوش نیستند ، اما سرعت یادگیری‌شان از بچه‌های همسن خود کمتر است . اگر در کلاس عادی و با همان سرعت پیش بروند، کم کم عقب می‌افتند و احساس شکست می‌کنند.

ب. ریشه در خانواده

روش تربیتی اشتباه :

پدر و مادری که خیلی سخت‌گیر و کمال‌گرا هستند (سبک مستبدانه) ، با فشار بیش از حد، بچه را از درس فراری می‌دهند . در مقابل ، والدین سهل‌گیری که هیچ نظارتی بر درس بچه ندارند و همه چیز را برایش آزاد گذاشته‌اند ، باعث بی‌مسئولیتی او می‌شوند.

خانه ، جای آرامش نیست :

خانه‌ای که مدام پر از دعوا ، تنش و جنجال است ، جای درس خواندن نیست . ذهن بچه درگیر ناامنی و ترس است و تمرکز برایش غیرممکن می‌شود . نداشتن یک گوشه آرام و میز و صندلی مناسب برای مطالعه هم مزید بر علت می‌شود.

بی‌خبری والدین :

پدر و مادری که با مدرسه ارتباط ندارند ، در جلسات اولیا و مربیان شرکت نمی‌کنند و از وضعیت درسی و رفتاری فرزندشان بی‌خبرند ، دیر متوجه افت او می‌شوند.

مشکلات اقتصادی :

گاهی مشکلات معیشتی و درگیری والدین برای تأمین مخارج ، آن‌قدر انرژی‌شان را می‌گیرد که فرصت و حالی برای رسیدگی به درس بچه‌ها نمی‌ماند.

ج. ریشه در مدرسه

معلم و روش تدریس :

یک معلم خشک و خشن که فقط به فکر تدریس است و به روحیات و تفاوت‌های فردی بچه‌ها توجه نمی‌کند ، می‌تواند تنفر از مدرسه را در دل بچه‌ها ایجاد کند . روش‌های تدریس یکنواخت و بدون جذابیت هم باعث بی‌حوصلگی می‌شود.

کلاس شلوغ :

در کلاسی با ۳۰ یا ۴۰ دانش‌آموز ، معلم فرصت نمی‌کند به تک تک بچه‌ها رسیدگی کند . بچه‌ای که یک مطلب را متوجه نشده ، در میان جمع گم می‌شود و کمکم عقب می‌افتد.

۳. چطور دست به دست هم بدهیم و بچه را نجات دهیم؟

وقتی فهمیدیم مشکل از کجاست ، نوبت به درمان می‌رسد . این درمان یک کار تیمی است و همه باید پای کار بیایند.

گفتگو ، بدون قضاوت و داد و بیداد :

اولین قدم این است که آرام و صمیمی با فرزندتان حرف بزنید . نه به عنوان بازجو ، بلکه به عنوان یک دوست. از او بپرسید: «عزیزم ، این روزها می‌بینم انقدر از مدرسه گفتن خوشحال نیستی . مشکلی پیش اومده ؟ نگرانت هستم .» شاید اولش چیزی نگوید ، اما اگر جو امنی ایجاد کنید ، کمکم دلش را باز می‌کند و می‌گوید که از معلمش می‌ترسد یا با بچه‌ای دعوا کرده یا درس ریاضی را نمی‌فهمد.

اردوگاه مشترک با مدرسه :

سریع با معلم و مشاور مدرسه تماس بگیرید یا قرار ملاقات بگذارید . مشکل را با آنها در میان بگذارید و از آنها بخواهید که از زاویه دید خودشان ، وضعیت فرزندتان را توصیف کنند . این همفکری ، تصویر کاملی از مشکل به شما می‌دهد.

برنامه‌ریزی قدم به قدم :

با کمک معلم و مشاور ، یک برنامه منظم و واقع‌بینانه برای جبران عقب‌افتادگی‌ها طراحی کنید . این برنامه نباید آنقدر فشرده باشد که بچه را خسته کند . بهتر است از دروسی که بچه به آنها علاقه بیشتری دارد یا ضعف کمتری دارد شروع کنید تا اعتمادبه‌نفسش برگردد.

موتور انگیزه را با تشویق روشن کنید :

به جای تمرکز روی نمره‌های بد ، کوچک‌ترین پیشرفت‌ها را ببینید و تحسین کنید . مثلاً بگویید: «داشتم دفتر مشقاتو نگاه می‌کردم ، دیدم امروز خیلی تمیزتر نوشتی. آفرین به تو!» این جمله‌ها به بچه می‌فهماند که تلاشش دیده می‌شود.

خانه را کتابخانه کنید :

یک جای ثابت و آرام در خانه برای درس خواندن درست کنید . در ساعات مشخصی ، تلویزیون و تبلت را خاموش کنید تا بچه بداند که این وقت ، وقت درس است و همه به این قانون احترام می‌گذارند.

کمک حرفه‌ای را فراموش نکنید :

اگر مشکل عمیق‌تر است (مثلاً اختلال یادگیری یا اضطراب شدید)، حتماً از یک مشاور یا روانشناس کودک و نوجوان در بیرون از مدرسه کمک بگیرید . معلم خصوصی هم در مواردی می‌تواند برای جبران سریع‌تر نقاط ضعف مؤثر باشد.

تابلوی مقایسه را بشکنید :

هرگز و هرگز فرزندتان را با همکلاسی‌ها ، خواهر و برادر یا فامیل مقایسه نکنید . جمله « ببین فلانی چه نمره‌هایی می‌گیره ، تو چرا اینقدر کم مونده‌ای ؟» مثل یک خنجر به روحیه بچه فرو می‌رود و اعتمادبه‌نفس باقیمانده‌اش را هم نابود می‌کند.

افت تحصیلی در دبستان

جمع بندی

افت تحصیلی یک بن‌بست نیست . یک تونل تاریک است که اگر چراغ درست را در دست بگیریم و راهنماهای خوبی داشته باشیم ، می‌توانیم از آن عبور کنیم و به روشنایی برسیم . مهم این است که به جای برچسب «تنبل» یا «بی‌استعداد» زدن به فرزندمان ، او را درک کنیم ، به حرف‌هایش گوش دهیم و با صبوری و عشق، کنارش بایستیم تا ریشه‌های مشکل را پیدا کنیم و با همکاری مدرسه ، آن‌ها را از بین ببریم . یادمان باشد هر دانش‌آموزی ، با هر سطح از توانایی ، شایسته دیدن نور امید و باور داشتن به آینده‌ای روشن است.